۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

نامه یکی از خوانندگان به مطلبی منتشر شده در یکی از وبلاگ ها

با وجود اینکه چند وقتی از راه اندازی این وبلاگ نمی گذرد مثل اینکه خوشبختانه این وبلاگ جایگاه خوبی را در بین اهل سنت و مخاطبین خود باز کرده و برای چنمین بار است که مخاطبان ما در جهت اعتمادی که به ما پیداکرده اند مطلبی را برای ما فرستاده اند تا آن را در وبلاگ خود انتشار دهیم. و ما در جهت حفظ امانتداری بدون کم وکاستی آن مطالب را انتشار می دهیم. حال اینکه توانسته ایم در ظرف مدت کوتاهی به چنین جایگاه و اعتمادی در بین مخاطبین دست پیدا کرده ایم بر خود میبالیم و جای مباهات دارد ولی انتشار اینگونه پیام ها به معنای آن نیست که نویسنده این وبلاگ آن ها را تایید و یا تکذیب می نماید. و تنها خبر رسانی صحیح و بدون موضع گیری هدف نهایی ما می باشد.
متن نامه منتشر شده از طرف یکی از خوانندگان وبلاگ که به ما ارسال شده است و خواهان انتشار آن در این وبلاگ می باشد را در ذیل می آوریم.
در حالیکه چند روز پیش مولانا عبدالحمید در مراسم فارغ التحصیلی طلبه های اهل سنت در سراوان سخنرانی فرمودند، در آن سخنرانی به مطالب و نکته های مهمی اشاره فرمودند که مهمترین آن که در سایت مولانا به صورت پیام اصلی منتشر شده است این می باشد ایجاد ناامنی در منطقه، به ویژه در شرایط کنونی، بزرگترین خیانت به جامعه اهل سنت است، این را می توان خلاصه ومهمترین نکته سخنان مولانا در آن سخنرنی یاد نمود و همچنین دغدغه اصلی ایشان را در این روز ها و احوال امروز ما بیان نمود.



حال در حالیکه بنده به عنوان یک خواننده در اینترنت به دنبال مطالب و بازخورد های سخنان مولانا بودم به مطلبی در وبلاگی که متعلق به جبهه همبستگی اهل سنت می باشد، بر خورد نمودم که دقیقا سخنانی در جهت مقابله با سخنان مولانا در آخرین بیانیه خود صادر نموده اند. که در آن نه تنها به دنبال از بین بردن وحدت در منطقه هستند بلکه به دنبال بد نام کردن شخصیت های مهم اهل سنت و بزرگان آن میگردند و همچنین خواهان نا امن جلوه دادن منطقه می باشند.



پرسش اینجاست که چرا کسانی به دنبال نا امن جلوه دادن منطقه هستند در حالیکه بزرگان اهل سنت همچون مولانا عبدالحمید در آخرین سخنرانی خود با اشاره به این موضوع فرمودند که نا امن کردن منطقه و نا امن جلوه دادن آن بزرگترین خیانت به اهل سنت می باشد. چرا کسانی می خواهند که بزرگان ما از جمله خود شخص مولانا را ساده لوح جلوه دهند و چرا اینکه نمی توان هیچ گونه تغییری را در شرایط موجود به وجود آورد.
اینکه چرا اینان میخواهند منطقه را نا امن جلوه دهند به دلیل این می باشد که حیاط آنان به نا امنی می باشد یعنی این گروه ها باید هر چه در توان دارند بگذارند تا شاید بتوانند منطقه را نا امن کنند و حتی بتوانند آن را این چنین جلوه دهند. و در چنین فضایی است که اینان می توانند ابراز وجود کنند و ابراز وجود آنان برای شعارهایشان نیست بلکه برای منافعشان می باشد. منافعی که آنها برای آن به وجود آمده اند یعنی نه تنها آنان نماینده های اهل سنت نمی باشند بلکه اجیر شده های هستند که با گرفتن امتیازاتی میخواهند در بین اهل سنت اختلاف بیندازند.
و برای به وجود آوردن بستری مناسب در جهت کار خویش باید ابزارهایی لازم دارند که یکی از آنها تخریب بزگان می باشد. و در همین جهت به دنبال تخریب بزرگانی هستند که نمی گذارند هر کس و با هر روش و الگویی که می خواهد فریاد دفاع از اهل سنت را بزند و باعث به وجود آمدن تشدید و چند دستگی در بین اهل سنت شود و بر همین اصل است که تبلیغات فزاینده ای را در جهت تخریب مولانا به راه انداخته اند و به بهانه دیدار مولانا با عبدالحمید با دکتر روحانی هر چند یک بار ایشان را مورد بی مهری قرار می دهند و در فضای مجازی از هرگونه تاخت وتازی به ایشان دریغ نمی کنند و با کلمه مشترک ساده لوح به ایشان حمله می کنند، باید ببینیم که در این تخریب چه چیز عاید آنها می شود و به دنبال چه هستند؟ اول اینکه  مولانا همیشه بر راه های متمدنانه و قانون مندانه برای گفتن مطالب وخواسته های خویش بوده اند و این روش یعنی دوری از خشونت، و این به معنای تناقض با گرو ه های تند رو و افراطی می باشد، آیا ما اگر افرادی همچون مولانا را بزرگان اهل سنت بدانیم و قبول کنیم که آنها به دنبال منافع اهل سنت هستند و این را بدانیم که همگی از یک راهکار برای رسیدن به مطالبات خود هستند، خواهیم فهمید که گروه های افراطی دیگر به دنبال مطالبات اهل سنت نیستند بلکه به دنبال منافع شخصی و گروهی خویش می گردند، و گرنه که در همان روش به دنبال مطالبات بودند و دیگر نام افراطی را برای آنها بر نمی گزیدند.
دومین ابزار آنها این می باشد که نشان دهند در حالت کنونی نمی توان به مطالبات اهل سنت دست یافت و باید راه کار ها و روش هایی دیگر را برای رسیدن به اهداف بررسی کرد. حال ما به دو روش بر می خوریم که یکی از آنها را افرادی همچون مولانا دنبال می کنند و روش دیگر گروه هایی افراطی همچون جبهه همبستگی اهل سنت. در روش اول ما با استفاده از ابزار ها یی که در دست داریم به دنبال رسیدن به منافع خویش هستیم که این ابزارها می تواند نزدیکی سیاسی به احزاب و گروه ها داخل حکومت باشد می تواند نزدیکی به افراد تاثیر گزار در حکومت باشد و از همین روش ها، حال روش گروه های افراطی نا امن کردن منطقه به وجود آوردن جوامنیتی در منطقه به وجود آوردن سو ذن در بین هموطنان و ایجاد اختلاف  و دو دستگی در بین کسنی که به دنبال خواسته های خود هستند که همان اهل سنت ومردم بلوچستان می باشد. حال ما باید ببینیم که با امنیتی شدن منطقه چه کسی بیشتر ضرر میکند، با نا امن کردن منطقه چه کسی بیشتر ضرر می کند و در کدام حالت ما بیترین بهره و کمترین آ سیب را دیده ایم.
و مسلما باید به این نتیجه برسیم در روشی که افرادی همچون مولانا انتخاب می کنند ما بیشترین بهره وبدون آسیب خواهد بود و دروش های افراطی ما به نتیجه ای با بیشترین آسیب و بدون نتیجه خواهیم رسید و چون به دنبال رسیدن به مطالبات هستیم باید در یکی از دوروش شک کنیم که یکی به دنبال منافع جمعی و قومی می باشد و یکی به دنبال منافع شخصی. (محمد عمر)




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر